ارسال شده توسط Mehdi Roozrokh در دسته بندی داستان 42 روز پیش 204
پادکست مسافر


شماره‌ی پنجم | لب مرز دوری


چشم که باز کردیم بهمان گفتند دوری و دوستی. راستش ایراد از کلمه‌هاست. لابد آن‌ها هم منظورشان دوری و آشنایی بوده اگرنه مگر می‌شود دوست داشته باشی و بخواهی دور بمانی. یک جای کار می‌لنگد. جهان پر از مرز، پر از جنگ و سیاستمدار جای امنی برای دوستی نیست! راستش ما بیش از آنکه به استقبال برویم، در حال بدرقه کردنیم! به ما گفتند دوری و دوستی، اما نگفتند بعدش با تنهایی‌مان چطور کنار بیاییم. ما از خودمان هم دور شدیم، اما هیچ نشانی از دوستی با خودمان پیدا نمی‌کنیم. ما لب مرز دوری خانه ساختیم عاقبت.

‌‌▫️▫️▫️

موسیقی‌های استفاده شده:
‌‌
‌  Angel of Hope - Omar Akram
 چشم‌های تو - طاهر قریشی
‌ بی‌قرار - علیرضا قربانی
‌ عطر تو - کاوه آفاق
‌ دنیای این روزای من - داریوش
‌ سفر نرو - حجت اشرف‌زاده

‌▫️▫️▫️