رادیوپای|قسمت نُهم| پلى بود پلى نبود يا يكى بود احساساتش را از بالاى پلِ صدر نگاه مى‌كرد

جامعه

ارسال شده توسط رادیو پای در دسته بندی جامعه 117 روز پیش 224
کاش می‌شد همین طور که صدایم را برمی‌گردانی از اوّل، این چند دقیقه‌ای را هم که توی تاکسی بودم و حواسم نمی‌دانم کجا بود و از خروجیِ کامرانیه گذشتیم، برمی‌گرداندی از اوّل | تا تابلوِ شبرنگِ سبز را می‌دیدیم وُ رد نمی‌شدیم وُ خروجیِ کامرانیه را می‌پیچیدیم وُ من با راننده بگومگویم نمی‌شد. تا به خودم آمدم وُ از شکل و شمایلِ بیرونِ پنجره دستگیرم شد که راننده خروجی را رد کرده، صدام شلیک شد سمتِ گوشش.
توی بزرگراهِ «صدرم»، غرب به شرق، روی پل./ شرق به غرب، زیرِ پل. الان پیاده می‌شوم؛ صدای اینجایی را که الان منم برایت ضبط می‌کنم: