رادیوپای| قسمت پانزدهم| زیرِ بانکِ ملّیِ شعبه بازار چیزی هست! یا مُسلِم فقط اسمِ یک چلوکبابی نیست

جامعه

ارسال شده توسط رادیو پای در دسته بندی جامعه 137 روز پیش 283
می‌گویند روی زمینِ همین بانکِ ملّیِ روبرو قبلاً (که قبلاً یعنی زمانِ ناصرالدین‌شاهِ قَجَر) انبارهای قدیمیِ ارگِ سلطنتی بوده و دوستاق‌خانه و سیاهچالی مرطوب و مخوف. دوستاق‌خانه یعنی زندان. بعد، به دوستعلی‌خانِ معیِّرالممالک نامی دستور می‌دهد خاقانِ صاحب‌قِران که «تکیة مبارکة دولتی» بسازد همین جا. دقیقاً همین جا که الان من نشسته‌ام روبروش. سیاهچال می‌شود سالنِ تئاتر! این دستور هم‌زمان با دستورِ ساختنِ شمس‌العماره بوده. بادگیرهای شمس‌العماره را می‌بینم از اینجا من، امّا از تکیة مبارکة دولتی آجری حتّا نه. امرِ ملوکانة پادشاهِ ناصرِ قاجار ۱۵۳ سال پیش دستورِ ساختِ یک سالنِ تئاتر می‌دهد و ۵ سال بعدش سالن ساخته شده بود. سالنی در ارتفاع و عرض و طول دو برابرِ تئاترشهرِ الانِ ما. (خیال کن با امکاناتِ معماریِ یک قرن و نیم پیش ۵ سال طول کشیده همچه بنایی. ما امروز ولی چند ساله ساختمان‌های کوچکمان را می‌سازیم؟) و تئاترِ آن روزگار تعزیه بود: شبیه‌خوانی: مجلسِ ذبحِ اسماعیل، مجلسِ بلقیس و سلیمانِ نبی، مجلسِ دیدارِ یوسف و یعقوبِ کَنعانی، مجلسِ دامادیِ حضرتِ علی، مجلسِ به کربلا رفتنِ حسین بن علی. تعدادِ شبیه‌خوان‌ها ۱۰۰ نفر. (تئاترهایی این همه بزرگ تصوّر می‌توانی کرد؟!) در ۲ سانس. هر سانس سه ساعت و نیم-چهار ساعت. سانسِ اوّل: از ۲ ساعت بعدِ اذانِ ظهر تا نزدیکِ غروب؛ سانسِ دوم: از ۲ ساعت بعدِ نمازِ عشا تا نیمه شب.