رادیوپای| قسمت دوازدهم| تو از کجا می‌دانی وقتی از سرِ نیایش سرازیری، همزمان یکی از ونک ولیعصر را نمی‌آید بالا یا مسکو جایی است که به سنجاقی وصل نباشی

جامعه

ارسال شده توسط رادیو پای در دسته بندی جامعه 382 روز پیش 394
دلم از این قرارها می‌خواهد که مثلاً یک سالِ بعد، سرِ فلان خیابان یا زیرِ بهمان پل، دیدارمان! همین و بعدش سکوت. (از آن سکوتْ عمیق‌ها که صدای مَلَچِ زبانِ خشک‌مانده در کامم هم بپیچد در خلوتِ گفتگومان و صدای ته‌مانْدِ نفسِ داغِ تو هم.) بعدش اینکه خداحافظ! اینکه یادت نرود! اینکه «یادت نرود»ی دوباره و بلندتر از قبل! اینکه باز «یادت نرود»ی بلندتر! بلافاصله بعدش اینکه خوب صبر کنم تا خطوطِ بدنت محو شود در پرسپکتیوِ خیابان (تا هم‌قدِ چنارهای دوردست شوی) یا هاشور بخوری در انبوهِ رهگذرانِ کارشان شتاب. دلم از این قرارها می‌خواهد که بی‌قرارم کند یک سال (یا تو اصلاً بگو هر چند سال). تا هر روز معنی‌اش این شود که: یک روز کمتر تا آمدنت!