رادیو پای| قسمت شانزدهم| خیابانِ قصر‌الدشت نه قصر دارد نه دشت؛ یا تو می‌دانی حَبسُ‌الصّوت چیست؟

جامعه

ارسال شده توسط رادیو پای در دسته بندی جامعه 281 روز پیش 275
دو هفته است ازت بی‌خبرم. همه می‌گویند روز و فصل و ماهشان باد و برق شده؛ من این دو هفته برایم دو برف بود که هر روز باریده بر شانه‌هام و آب نمی‌شود. لطفاً صدات را ضبط کن و برایم بفرست. گیرم همین قدر که ریکُردِرِ موبایلت را روشن کنی و سکوتِ اتاقت را ضبط کنی و خاموش کنی‌ش زود. گیرم قدری بیشترَک که مثلاً این صدای باز کردنِ پنجره است (و بعد من بشنوم که پنجرة اتاقت را باز می‌کنی) یا این صدای کشیدنِ دستم است روی میز (و بعد من بشنوم که دستت را روی میز می‌کشی) یا این صدای نوشتنِ اسمِ توست (و بعد بشنوم من که چیزی می‌نویسی: خش‌خشِ کاغذت زیرِ لمسِ خودکار، تَق‌تَقة خودکار روی تنِ میز.) آدم‌ها همیشه حالشان خوب نیست. درستش حتّا شاید این است که آدم‌های قرنِ ما غالباً حالشان بد است. امّا حتّا یکی با حالِ بد هم می‌تواند ریکُردِرِ موبایلش را روشن کند و تنهایی‌اش را با دیگری تقسیم کند. تقسیمِ تنهایی منجر به تنهاییِ کوچک‌تری است.