ارسال شده توسط پادکست چسب زخم در دسته بندی جامعه 82 روز پیش 356

کشوری رو تصور کن که تسویه های فرهنگی و انقلابیش تا 10 سال بعد از انقلاب همچنان ادامه داره و از طرف دیگه درگیر طولانی ترین جنگ متعارف قرن بیستمه و به همین دلیل معضل اشتغال و نیازهای جوانها اصلا در اولویتش نیست.

شما اگر در یک خانواده قوی بنیه به لحاظ مالی نباشی چطور می تونی به آرزوهات برسی؟ چه راهی پیش پاهات هست که از رفاه اجتماعی بهتر و خدمات مختلف غیر عمومی بهره ببری؟ چطور می‌تونی از یه خونه کوچیک و فرسوده تو پایین شهر بیای تو محله های بالاتر؟ چه راهی پیش پاهات هست که خودتو از اون جوی که رفتارهای بزهکارانه و خشن در اون به ارزش تبدیل شده جدا کنی و بیای چند محله بالاتر در یک فرهنگ دیگه و به اصطلاح بالاتر زندگی کنی؟

کارکردن مقطعی تو ژاپن برای یک عده، تو سالهای پایانی جنگ یک راه میونبر بود، یک روزنه امید که به جوانهای پایین شهر تهران اجازه می‌داد بخشی از امکانات و رفاه اجتماعی که ازشون دریغ شده بود رو با تلاش و سخت کوشی بدست بیارن. برای همین یک موج مهاجرت از قشر کم درآمد ایران به ژاپن شکل گرفت، موجی که بعد از چند سال بدلیل رفتارهای ناخوشایند مهاجرها و اعمال محدودیت از طرف دولت ژاپن برای اتباع ایرانی برای همیشه پایان یافت.

جویندگان طلا عنوان دومین قسمت از سه گانه مهاجرته، قسمت اول این سه گانه با "به دلتنگیش می‌ارزه” روایت مهاجرت آدمهایی بود که پذیرش های کاری و تحصیلی گرفتن و روند مهاجرتشون هنوز شروع نشده و ایران رو ترک نکردن. تو جویندگان طلا روایت بالا و پایین مهاجرت ایرانیها به ژاپن رو می شنوی، پرونده مهاجرت این آدمها بسته شده و دیگه خبری از موج مهاجرت ایرانیها به ژاپن نیست.

تو این قسمت به داستان مهاجرت رضا و میلاد گوش می‌کنیم و پای خاطراتشون از ژاپن می‌شینیم، رضا جز اولین ایرانیهاییه که تو سالهای آخر جنگ رفت ژاپن و در مالزی، تایلند و کانادا هم کار و زندگی کرده. در نقطه مقابلش میلاد از آخرین سری ایرانیهاییه که با سودای پول دراوردن و خارج رفتن به ژاپن مهاجرت کرد. علاوه بر رضا و میلاد، بهادر امیر حسینی هم تو این قسمت حضور داره و از داستان هایی که پیرامون مهاجرت به ژاپن در ایران شکل گرفت و حاشیه ها و گوشه و کنار سفر این آدمها برامون حرف میزنه.

توییتر | اینستاگرم | فید پادکست